على اصغر حلبى

178

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

از زمان ( نگارش ) اين ده مقاله نگذشته بود كه محسوس افتاد بايد آنها را اصلاح و بسط دهند . اين منظور به وسيلهء كتابى انجام گرفت كه يكسره جديد بود و عنوان آن وصيّة ابى حنيفه بود و در برخى نسخه‌هاى خطّى موجود شكل نصايح ابو حنيفه به شاگردان خويش را گرفته است . به نظر مىرسد كه وصيّت كلام احمد بن حنبل را عرضه مىكند . فقه ابسط گذشته از اينكه حاوى نه مقاله از فقه الاكبر اول است ، بياناتى از ابو حنيفه را نيز در باب مسائل اعتقادى از قماش آنچه در روزگار او مورد مناقشه بوده است در بر دارد . ظاهرا از كتاب العالم و المتعلّم تنها برخى منقولات بر جاى مانده است . منقولاتى از اين كتاب و كتب ديگرى كه به ابو حنيفه منسوب است در مجموعه‌هاى گوناگونى گرد آمده است ، كه همهء آنها دور موضوعات مشابهى چرخ مىزند . امام مالك بن انس گفته است كه ابو حنيفه داراى چنان منطقى نيرومند بود كه اگر مىگفت « ستون چوبى از طلا ساخته شده است مىتوانست آن را با استدلال ثابت كند . » با اين همه برخى از دانشمندان اسلامى اصولا مباحث ابو حنيفه و شيوهء قياس او را به انواع گوناگون ريشخند مىكرده‌اند . مثلا جاحظ بصرى مىگويد : از حفص بن غياث دربارهء فقه ابو حنيفه پرسيدند و او گفت « كان ابو حنيفة اعلم الناس بما لم يكن و اجهل الناس بما كان . » يعنى ابو حنيفه به امورى كه وجود نيافته و شدنى نيست داناترين مردم بوده ولى به آنچه رخ داده و يا شدنى است نادانترين مردمان بوده است ! « 1 » در تقوى و بيزارى ابو حنيفه از سياست عملى ، در كتب ادبى و دينى ، مطالب زيادى آمده است . از جمله مىنويسند : يزيد بن عمر بن هبيره نزد ابو حنيفه كس فرستاد ، تا بيايد و حكومت بر بيت المال را بر عهده بگيرد . و او نپذيرفت ، يزيد اصرار كرد ، و چون پاسخ موافق نيافت دستور داد او را بيست تازيانه بزنند . بدين ترتيب ، شكنجه را برتافت ولى از ولايت و فرمانروايى سرباز زد . « 2 » و باز نقل كرده‌اند كه او را براى تصدّى مقام قضاء دعوت كردند . گفت : « من سزاوار اين مقام نيستم » گفتند : چرا ؟ گفت : « اگر صادق باشم سزاوار اين پايگاه نيستم ، و اگر كاذب باشم كاذب سزاوار مقام قضاء نباشد » . « 3 » * * *

--> ( 1 ) . الحيوان ، 347 ، محمّد عبد السلام هارون . ( 2 ) . الحيوان ، 347 ، محمّد عبد السلام هارون . ( 3 ) . همانجا .